آنارشیسم

از ریشه یونانی آنارخوس Anarchos به معنای « بدون حاکم » است. آنارشیسم یعنی حکومت و زمامدار و آنارشیست کسی است که معتقد است هیچ قدرتی نباید بر مردم حکومت کند بجز خود مردم. آنارشیست ها درصددند رهبری اقلیت خلاقه که به اقلیت حاکمه تبدیل شده اند و تمدن جامعه را به قهقرا می برند، طلسم عقب ماندگی تمدن را در هم شکنند و باعث رشد آن شوند، حتی اینکه این عمل به صورت شک افراطی و مسلحانه تلقی گردد.
حس سبک و آرمان پرستی باعث پدیدار شدن حکومت های استبدادی شده و شکل پرولتاریای داخلی را به فساد می کشانند، در نتیجه گروهی از افراد اجتماع که تسلیم قضا و قدر داخلی اجتماع نمی شوند دست به کار نابودی و انهدام ساختارها و بنیان نظم درونی شده و در تعریف آنان باید گفت: « انقلابیونی هستند که خواستار تغییر وضع موجود و ایجاد جامعه ای مطلوب یا مطلوب تر می باشند و به همین جرم، زندانی، تبعید و یا تسلیم جوخه های اعدام می شوند. »
از نقطه نظر تاریخی آنارشیسم عقیده ای است که انتقاد از جامعه مطلوب آینده و وسیله گذاشتن از یک جامعه به جامعه ی دیگر را مطرح می نماید.
اگر در یونان باستان بخواهیم به جستجوی آنارشیسم بپردازیم تا حدودی می توان به مکاتبی چون رواقیون که بنیانگذار حوزه آن زنون ( 246 تا 336 قبل از میلاد)، معتقدند که نطام الهی یا قانون طبیعت بر همه چیز حاکم است. اسنان باید زندگی عاقلانه ای  را پیش بگیرد و بر طبق موازین طبیعی رفتار نماید. آنان به تکامل فردی – اخلاقی بشری معتقد بودند.
کلبی ها در اوایل قرن چهارم قبل از میلاد مسیح، به رهبری آنتیسفن و دیو جانس، مخالف دولت های وقت و مذاهب معاصر بودند و معتقد بودند خدایان یا لازم نیستند یا مضر می باشند.
زندگی طبیعی امری نیکو و پسندیده است و قناعت و انزوا رمز سعادت انسانی است. آنارشیست ها اکثرا دل مشغول پیرامون انسان و رابطه اش با اجتماع اطرافش می باشد.
آنان معتقدند: « دولت فساد می آورد و دولت مطلقه فساد مطلق به همراه خواهد داشت. »
آنارشیسم همیشه دگرگونی اجتماعی را می طلبد و شورش طبقاتی برای اصلاحات جامعه را ضروری می داند. استفاده از کلمه ی آنارشیسم نخست در انقلاب کبیر فرانسه (در سال 1789 میلادی) باب شد. حکومت سعی می نمود ژاکوبن ها جمهوری خواهان تندرو را هرج و مرج طلب وانمود نماید. بیان عنوان هرج و مرج طلب به هیچ رو برای نامیدن آنارشیست مناسب نیست و این لفظ معنای اشتباهی است که در میان زبان ها جا افتاده است.
آنارشیست ها حکومت و زمامداری را تنها شکل مصیبت و بدبختی نوع بشر می دانند، حکومت با استفاده از قرت خود نه تنها ارکان خود بلکه جامعه را به فساد می کشاند. هنگامی که حکومت ها نتواند در بر آورده نمودن نیازهای جامعه موفق باشند باید کنار روند و قردت را که چیزی جز رفاه برای جامعه نیست به دیگران بسپارند. این اقدام به آسانی صورت نمی پذیرد و نیاز به استفاده از ابزاری همانند زور جهت نابدی قدرت حکومت ضروری می گردد. حکومت وظیفه دارد بر مردم نظارت کند اما هیچ گونه حقی ندارد این حق را حقوق طبیعی می نامند که در راستای آن مردم گردهم می آیند و بنا به مصلحت عموم ساختاری اجتماعی بنا می نمایند که طبق آن گروهی به تنظیم امور اجتماعی و قانون می پردازند.

[+] این پست ادامه دارد…

[+] آنارشیسم در ویکی پدیا

یک نظر بنویسید